ارسال مطلب |    جستجوی پیشرفته |    پیوندها |    درباره ما |    نقشه سایت |    تماس با ما |    دوشنبه، 28 خرداد 1397 - 12:01  

چگونه یک ترکیب محدب بورسی داشته باشیم - اخبار پولی مالی

 صفحه اول |    بانک |    بورس |    بیمه |    مالی تک |    اخبار طلا و ارز |    حمایت از کالای ایرانی |    استانها |    دیگر حوزه ها |    | English  
   
   آخرین مطالب  

  قطع بیمه بیکاری کسانی که روی سوخت یارانه دولتی می گیرند


  آمادگی وزارت کار برای حمایت از شرکت های دانش بنیان


  بیمه رازی با عنوان جدید در لیگ برتر کشتی


  بیمه شامل خدمات بستری معتادان نمی شود


  افزایش ۹۸ درصدی سود خالص بیمه سینا


  بیمه سلامت سقفی برای ارایه خدمات بهداشتی و درمانی ندارد


  پوشش 100درصدی پیش‌بینی‌های بیمه البرز


  تمدید قرارداد بیمه دی با حمل‌و‌نقل بین‌المللی خراسان رضوی


  اولویت ملی کارآفرینی و بهبود محیط کسب و کار است


  اعلام نرخ رسمی ارز + جدول


  مزیت تسهیلات بدون سپرده ساخت برای سازندگان مسکن


  اوراق گواهی سکه طلا، عرضه را متعادل می کند


  آمار معاملات و اخبار بورس کالای ایران، عرضه


  برپایی جشنواره جدید ماناپی با صدها گجت هوشمند ویژه جام جهانی


  سهم ۷۰ درصدی بخش دولتی درهزینه‌های بیمه سلامت


  شاخص 102هزار و 457 واحدی شد


  شاخص رکورد زد


  بانک ایران زمین به مجمع می رود


  معافیت حق بیمه کارفرمایی برای جذب نیروهای فارغ التحصیل


  اختصاص ۲ میلیارد ریال تسهیلات به صنعت فرش


- اندازه متن: + -  کد خبر: 68481صفحه نخست » بورسیکشنبه، 20 اسفند 1396 - 21:43
حامدهدایی؛
چگونه یک ترکیب محدب بورسی داشته باشیم
چگونه یک ترکیب محدب بورسی داشته باشیماخبار پولی مالی- باید میان آن کردارهای انسانی که در آنها پیش بینی ناپذیری می تواند بی اندازه سودمند باشد، یا آنها که شکست در شناسایی آینده موجب آسیب شده است فرق بگذاریم.
  

- آزمون و خطا یعنی کوشش زیاد. به راستی ما از نظر روانی و فکری، با آزمون و خطا، و با پذیرش این حقیقت مشکل داریم که زنجیره ای از شکست های کوچک در زندگی لازم است. مارک اسپیتس ناگل دریافت که ما انسان ها درباره شکست، گیر ذهنی داریم. شعار او این بود: (( آدم نیاز دارد عاشق شکست باشد.)) فرهنگ آمریکایی فرایند شکست را ترغیب می کند؛ خلاف فرهنگ اروپا و آسیا که در آنها شکست با ننگ و سرافکندگی روبه رو می شود. تخصص آمریکا این است که این ریسک های کوچک را به جای دیگر کشورها می پذیرد؛ و دلیل سهم بی تناسب این کشور در نوآوری نیز همین ریسک پذیری است. در آنجا همین که فکری یا کالایی پدید آمد بعدها تکمیل می شود.
نسیم طالب اقتصاددان رفتاری و معامله گر بورس می گوید: مردم گاه از شکست شرم زده می شوند؛ و از این رو راهبردی پیش می گیرند که کمابیش پایدار، ولی حاوی ریسک بزرگ شکست است. مانند جمع کردن سکه های یک سنتی پیشاپیش یک غلطک غول پیکر در حال حرکت. در فرهنگ ژاپنی، که با بختانگی سازگاری چندانی ندارند، و آمادگی چندانی هم ندارد که بپذیرد دستاورد بد ممکن است برخاسته از بخت بد باشد، شکست می تواند اعتبار کسی را به شدت مخدوش کند. مردم از ناپایداری بیزارند، و از یا رو با اتخاذ راهبردهای نادرست به پریشانی می افتند چندان که گاه پس از شکست های بزرگ کار به خودکشی می انجامد.
از این گذشته، در حرفه هایی که در ظاهر پایدار می نمایند، مانند مشاغل آی بی ام تا دهه 1990 معاوضه ناپایداری با ریسک را می توان دید. کارمندی که کارش را از دست می دهد یکسره احساس تهی بودن می کند؛ گویی که او دیگر برای هیچ کاری شایسته نیست. در صنایع حمایت شده نیز وضع همین است. در سوی دیگر، مشاوران ممکن است درآمدی ناپایدار داشته باشند زیرا درآمد کارفرمایان ایشان زیاد و کم می شود. ولی آنان کمتر با خطر گرسنگی روبرو هستند چون مهارت ایشان با تقاضا هم خوانی دارد، بالا و پایین می روند ولی غرق نمی شوند. به همین سان در دنیای سیاست نیز دیکتاتوری هایی که پایدار می نمایند با خطر آشوب زندگی می کنند. 
نسیم طالب می گوید: من این نکته را از صنعت مالی آموختم که در آن می بینم  بانکداران محتاط روی گونی دینامیت نشسته اند ولی خودشان را گول می زنند، چون کسب و کار آنان ملال انگیز است و هیچ افت و خیزی ندارند.
 وی می گوید: من در بازار معاملات بورس راهبرد ترازو را به کار می بستم. شما اگر می دانید که در برابر خطاهای پیشگویی آسیب پذیرید، و اگر می پذیرید که بیشتر  اقدامات احتیاطی به دلیل وجود عدم قطعیت به خطا آلوده اند، آن گاه راهبرد شما این است که تا جایی که می توانید زیاده محتاط و زیاده بی پروا باشید، نه تا اندازه ای محتاط یا تا اندازه ای بی پروا. به جای اینکه پولتان را در ریسک های ملایم سرمایه گذاری کنید باید بخشی از آن، بگیریم 85 تا 90 درصد، را در اوراق بی اندازه امن، جایی که امن تر از آن در این جهان نباشد، مانند اوراق بهادار دولتی کوتاه مدت بگذارید. ده پانزده درصد مانده را درجاهای بسیار پرریسک، با نرخ بازگشت بسیار بالا، مانند اختیار خرید در بازار سرمایه،  سرمایه گذاری کنید،؛ و ترجیحا در سبدهایی از سرمایه گذاری های پرمخاطره. یقین حاصل کنید شمار زیادی از این گونه خریدهای کوچک دارید؛  فریب چشم نوازی یک معامله چاق و چله را نخورید. تا آنجا که عقلتان قد می دهد از همین خرید های کوچک کنید. حتی بنگاه هایی که سرمایه گذاری مخاطره آمیز کرده اند  نیز با شنیدن چند داستان که به نظرشان معقول می نماید گرفتار چنین مقلطه قصه پردازی می شوند؛ یعنی آن تنوع لازم را در سبد خریدشان نمی آورند. چنین بنگاه هایی اگر سودده می شوند به دلیل داستان هایی نیست که در ذهنشان دارند؛ به این دلیل است که در رهگذر رویدادهای کمیاب برنامه ریزی نشده قرار می گیرند. بدین ترتیب شما به خطاهای مدیرت ریسک وابسته نمی شوید؛ یعنی هیچ اتفاق تصادفی نمی تواند  به شما  در بیرون از زمین تان یعنی سبدی که تخم ها را در امن ترین جای ممکن جا داده است ، آسیب بزند. با هم سنگ این کار، می توانید سبدی پر مخاطره داشته باشید و در صورت امکان آن را در برابر آسیب های بیش از فرضا 15 درصد  بیمه کنید. بدین گونه شما ریسک های محاسبه ناپذیرتان، آنها را که به شما آسیب می رسانند، مهار می زنید. یعنی به جای داشتن ریسک ملایم، در یک سو ریسک سنگین دارید، و در سوی دیگر ریسکی ندارید. میانگین این گزینه ریسک ملایم از آب در می آید ولی شما را در رهگذر شانس های بزرگ سرمایه گذاری قرار می دهد. به زبان فنی تر، این وضع را می توان یک ترکیب محدب نامید. در اصطلاح ریاضی، ترکیب خطی مجموعه ای از گروهی متغیر است به طوری که جمع ضرایب متغیرها برابر یک باشد. کاربری این صورت بندی در اینجا به این دلیل است که جمع احتمالات موفقیت سرمایه گذاری باید برابر یک (صد در صد) بشود.  ببینیم چگونه می توانیم این حالت را در تمامی جنبه های زندگی برقرار کنیم.  چند فقره از ترفندهای کوچکی که می توانیم از آن بهره ببریم به شرح زیر است. در عین حال باید دقت کرد که ترفندها هر چه کوچک تر باشند موثر تر خواهند بود.
الف) نخست پیشامدهای مثبت و منفی را از هم جدا کنیم. باید میان آن کردارهای انسانی که در آنها پیش بینی ناپذیری می تواند بی اندازه سودمند باشد، یا آنها که شکست در شناسایی آینده موجب آسیب شده است فرق بگذاریم.  وقتی پای باختی اندک در میان است، باید تا جایی که می توانیم بی پروا، رویایی، و گاه غیر منطقی کار کنیم.
ب) دنبال این نباشید که دقیق و موضعی عمل کنیم. تنگ ذهن نباشیم. کاشف بزرگ "پاستور" که با مفهوم بخت یار آماده هاست دست پیدا کرد می دانست که ما هر بامداد دنبال چیز خاص نمی گردیم بلکه سخت می کوشیم تا پیشمامدها گام به زندگی کاری مان بگذارند. به گفته اندیشمند بزرگ دیگر یوگی برا: اگر نمی دانید کجا می روید باید بسیار دقت کنید چون ممکن است به آنجا نرسید. 
پ) هر فرصتی را، یا هرچه را که فرصت می نمایید شکار کنیم. اینها کمیابند، بسیار کمیاب تر از آنچه که گمان داریم. برای شانس آوردن به ناچار باید در رهگذرش قرار بگیریم. اگر یک ناشر بزرگف یک فروشنده بزرگ کارهای هنری یا سینماگر یا یک بانکدار زبردست یا یک اندیشمند، به ما وقت ملاقات داد باید لیوان آب را زمین بگذاریم؛ شاید دیگر هرگز چنین پنجره ای به روی ما گشوده نشود.
ت) از برنامه های دقیق دولت بپرهیزیم. بگذاریم دولت ها پیش بینی کنند. این کار موجب می شود که دولت مردان درباره خودشان احساس بهتری داشته باشند و وجودشان توجیه شود. ولی چندان اعتنبایی به آنچه می گویند نباید نشان داد. علاقه این افراد به ماندگاری پشت میزشان است نه دست یافتن به حقیقت. با این حال این بدان معنا نیست که دولت ها بیهوده اند. بلکه منظور این است که نباید حواسمان به عوارض جانبی ایشان باشد. برای نمونه ، تنظیم کنندگان نظام بانکی به شدت گرفتار مشکل کارشناسی اند و گرایش به این دارند که ریسک پذیری های بی پروا ولی پنهان را نادیده بگیرند. نباید در زمینه مسائلی چون رویدادهای کمیاب به این بنگاه ها اعتماد کرد چون عملکرد مدیرانشان در کوتاه مدت قابل دیدن نیست و آنها برای اینکه پاداش سالشان را بگیرند با بازی دادن سیستم، عملکرشان را خوب نشان می دهند. پاشنه آشیل نظام سرمایه داری این است که اگر بگذاریم بنگاه ها با هم در رقابت باشند، گاه آن بنگاهی که بیش از همه در رهگذر بخت بد است چنین نشان می دهد که برای زنده ماندن از همه سزاوارتر است. فرگوسن می گوید: بازارها پیش گوی خوبی برای جنگ ها نیستند. هیچ آدم خاصی قادر به پیش بینی هیچ چیزی نیست. 
به گفته یوگی برا فیلسوف بزرگ عدم قطعیت، کسانی هستند که اگر پیشاپیش چیزی را ندانند، شما نمی توانید به ایشان بگویید. نباید وقت خود را در جنگ با پیش گویان، تحلیلگران بورس، اقتصاددانان، و دانشمندان علوم اجتماعی هدر داد مگر بخواهیم به طور عملی سر به سرشان بگذاریم. دست انداختن ایشان بسیار آسان است و برخی از ایشان به تندی خشمگین می شوند. نالیدن از پیش بینی ناپذیری اثری ندارد چون همواره کسانی ابلهانه به پیش بینی ادامه خواهند داد، به ویژه اگر برای این کار مزد بگیرند؛ و ما نمی توانیم بر این کلاهبرداری نهادینه شده قلم پایان بکشیم. /اخبار پولی مالی

 

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
©اخبار پولی مالی 1389
پشتیبانی توسط: خبرافزار