ارسال مطلب |    جستجوی پیشرفته |    پیوندها |    درباره ما |    نقشه سایت |    تماس با ما |    پنجشنبه، 6 اردیبهشت 1397 - 06:28  

کارشناسانی که کارشناس نیستند - اخبار پولی مالی

 صفحه اول |    بانک |    بورس |    بیمه |    مالی تک |    اخبار طلا و ارز |    حمایت از کالای ایرانی |    استانها |    دیگر حوزه ها |    | English  
   
   آخرین مطالب  

  بیمه مرکزی جور اتکائی ها را می کشد


  نرخ سود مصوب تسهیلات یکم مشمول قراردادهای جدید می شود


  ارائه خدمات بانکی با سامانه ارزی نیما


  اهداف بیمه کوثر در سال 97


  تلاش نظام بانکی برای بازسازی مناطق زلزله زده کرمانشاه


  های وب آماده بازگشت به بورس


  بازار سرمایه انحصاری نیست


  پرداخت ۱۳ هزار میلیارد ریال سود انواع اوراق به سرمایه گذاران


  پیش فروش ۵ میلیون سکه


  آیا حذف پیش بینی، سودها را منطقی می کند


  واگذاری بلوک دولتی بیمه آسیا قطعی شد


  حداکثر سرعت پراید کاهش یابد


  تراز تجاری فروردین ماه مثبت شد


  الزام بازگشت ارز صادراتی یک نفع ملی است


  رشد ٦٠درصدی پوشش بیمه ایرانیان خارج از کشور


  مشوق های سازمان تأمین اجتماعی به کارفرمایان برای جذب نیرو


  شرایط و تعهدات بیمه حجاج تمتع 97 اعلام شد


  دستور العمل درجه بندی نمایندگان حقیقی


  برگزاری همایش سراسری مدیران عالی بانک مهر اقتصاد


  جزئیات ارائه اینترنت بدون فیلتر به خبرنگاران


- اندازه متن: + -  کد خبر: 68965صفحه نخست » اخباریکشنبه، 19 فروردین 1397 - 22:30
حامد هدایی
کارشناسانی که کارشناس نیستند
کارشناس اقتصادی + پیش بینی اقتصاد + بازار بورس + اخبار پولی مالی + پیش بینی بازار + انحراف پیش بینی اخبار پولی مالی- مشکل کارشناسان این است که نمی دانند چه چیزی را نمی دانند. کمبود دانش، و فریب درباره کیفیت دانسته ها، در هم تنیده اند.
  

- پل میهل و روبین داوزرا به ما نشان می دهند که کارشناس نزدیک ترین معنا به کلاه بردار است که شهودش سنگ راهش می شود و کورش می کند و عملکردش بهتر از رایانه ای با تنها یک شاخص از آب در نمی آید. برای نمونه، رایانه ای با تنها یک شاخص، شاخص نسبت نقدینگی به بدهی، از بیشتر تحلیلگران اعتبارات، کارکرد بهتری دارد. از سوی دیگر، نوشته های فراوانی هستند که نشان می دهند بسیاری از کارشناسان می توانند با بهره گیری از شهود خود، دستاوردی بهتر از رایانه  ها داشته باشند. کدام درست است؟ باید رشته هایی باشند که در آنها کارشناسان راستین کار می کنند. بگذارید این پرسش را بکنیم: دوست دارید یک جراح مغز با جواز رسمی شما را عمل کند یا گزارشگر علمی روزنامه؟ آیا دوست دارید به پیشگویی اقتصادی کسی که از فلان نهاد علمی برجسته دکترا گرفته گوش بدهید یا به نویسنده ستون معاملات روزنامه؟ پاسخ پرسش نخست از روی تجربه آشکار است ولی پاسخ پرسش دوم اصلا آشکار نیست. هم اینک می توانیم تفاوت میان "دانستن چه کاری" و "دانستن چه چیزی" را ببینیم. یوناینان میان فن و دانش تفاوت قائل بودند. مدرسه پزشکی تجربی منودت در نیکومدیا و هراکلیتس در تارنتوم از پزشکان خود می خواستند کمترین فاصله را با تخنه (فن و هنر) داشته باشند و بیشترین فاصله  را با اپیستمه (دانش و علم).
جیمز شانتو روان شناس این وظیفه را بر عهده گرفت که بفهمد کدام رشته ها کارشناس دارند و کدام ندارند. اگر می خواهید کارشناسی را انکارکنید، کافی است یک حرفه بیابید که در آن کارشناسان بی فایده اند. وارونه این گزاره را نیز به همین شیوه می توانید اثبات کنید. ولی یک قاعده مندی وجود دارد: حرفه هایی هستند که در آنها کارشناسان نقش ایفا می کنند؛ و حرفه هایی که در آنها نشانی از مهارت نیست. کدام به کدام است؟
از دید نسیم طالب معامله گر، تحلیلگر، آماردان و اقتصاددان رفتاری، کارشناسانی که می توان گفت کارشناس اند: چشم شناسان، اختر شناسان، خلبانان آزمایشی، خاک شناسان، استادان شطرنج، فیزیک دانان، ریاضی دانان( هنگامی که با مسائل ریاضی سر و کار دارند، نه مسائل تجربی) حساب داران، بازرسان غلات، مفسران عکس، تحلیلگران بیمه ( که با آمار از جنس نمودار زنگوله ای سروکار دارند).
کارشناسانی که ... نمی توان گفت کارشناس اند: کارگزاران بورس، روان شناسان بالینی، روان کاوان، کارمندان پذیرش دانشگاه ها، قضات دادگاه ها، مشاوران، مسئولان گزینش کارکنان، تحلیگران هوش. به این فهرست باید افراد زیر را بیفزاییم: اقتصاددان ها، پیش گویان مالی، استادان مالی، دانشمندان علوم سیاسی، کارشناسان ریسک، کارکنان بانک تسویه حساب های بین المللی، اعضای بلند پایه انجمن جهانی مهندسان مالی، و مشاوران مالی شخصی. بازاریابان، متخصصان مدیریت.
به زبان ساده، رشته های بی تکاپو، به نظر می رسد کارشناسانی داشته باشند یعنی گروه یکم. ولی کارهای پرتکاپو، که نیاز به دانش دارند، معمولا کارشناس لازم ندارند یعنی گروه دوم. به سخن دیگر، حرفه ای هایی که از روی گذشته تکرار ناپذیر می خواهند با آینده کنار بیایند گرفتار مشکل کارشناسی اند. جز هواشناسی و حرفه هایی که نیاز به پیش بینی های کوتاه مدت فیزیکی، و نه اجتماعی_اقتصادی دارند. این بدان معنی نیست که هر کس با آینده سرو کار دارد نتواند اطلاعات سودمند بدهد. بلکه آنان که ارزش افزوده پدید نمی آورند عموما به آینده پرداخته اند. دیدگاه دیگر این است که بگوییم رشته های پرتکاپو اغلب در رهگذر عدم قطعیت های بزرگ قرار گرفته اند. رابرت ترایورس روانشناس تکاملی، نظر دیگری دارد. او با اندیشه هایی که ضمن کوشش برای ورود به مدرسه حقوق پروراند، پس از داروین پرنفوذترین کسی به شمار می رود که درباره تکامل می اندیشید. او این موضوع را به خودفریبی ربط می دهد. ما در زمینه هایی که در آنها سنت دیرینه داریم، مانند تاراج، در پیش بینی پیامدها بر پایه برآورد توازن قوا، استادیم. انسان ها و شمپانزده ها می توانند بی درنگ بو ببرند کدام طرف دست بالا را دارد؛ و سود و زیان یورش برای ربودن کالاها یا همسر ها را برآورد کنند. همین که یورش آغاز شد، انسان با پذیرش چارچوب ذهنی خودفریبانه، اطلاعات اضافی را نادیده می گیرد. میدان نبرد جای دودلی نیست. اما بر خلاف یورش، جنگ تمام عیار در سنت بشر نیست. از این رو ما در برآورد مدت آن خطا می کنیم و قدرت نسبی خود را دست بالا می گیریم. آنها که در جنگ بزرگ جهانی جنگیدند گمان داشتند آن جنگ رژه ای بیش نیست؛ در ویتنام عراق، لبنان سوریه و افغانستان نیز وضع به همین شکل بود؛ و کمابیش در هر یک از درگیری های کنونی. ما نمی توانیم خودفریبی را نادیده بگیریم. مشکل کارشناسان این است که نمی دانند چه چیزی را نمی دانند. کمبود دانش، و فریب درباره کیفیت دانسته ها، در هم تنیده اند. همان فرایندی که موجب کم دانی می شود دل خوش کردن به دانسته ها را نیز رقم می زند.
ما از فعالیت های تجاری نیز می توانیم درباره خطاهای پیش بینی پند بگیریم. تحلیلگران داده های بسیاری درباره پیش بینی های مالی و اقتصادی در اختیار دارند. از داده های کلی درباره متغیر های بزرگ اقتصادی گرفته تا پیشگویی ها و تقاضاهای بازار که کارشناسان و مقامات در تلویزیون به میان می آورند. فراوانی چنین داده هایی همراه با توان پردازش آنها در رایانه ها، موضوعی بس ارزشمند برای پژوهشگران تجربی است. گزاره های کلامی را نمی توان یا دست کم به آسانی نمی توان در رایانه ها پردازش کرد. از این گذشته، بسیاری از اقتصاددان ها ساده لوحانه مرتکب این خطا می شوند که درباره متغیرهای فراوانی پیش بینی های فراوان می کنند، و بدین گونه انبوهی از اطلاعات مربوط به متغیرها و اقتصاددانان برای ما فراهم آورند  تا ما بتوانیم بفهمیم کدام اقتصاددان ها بهتر از دیگران اند یا اینکه آنها در کار کردن با کدام متغیر ها توانمند ترند . اما افسوس که هیچ کدام معنایی ندارند.
داده فروشان به شما اجازه می دهند نگاهی کوتاه به پیشگویی های اقتصاددانان پیشرو بیندازید؛ منظور کسانی اند که لباس رسمی می پوشند و  برای نهادهای عریض و طویل کار می کنند. شما می توانید ایشان را تماشا کنید که با لحنی شیوا و متقاعد کننده به نظریه پردازی سرگرم اند. دستمزد سالانه بیشتر ایشان هفت رقمی است و در زمره ستاره ها به شمار می آیند و تیم های پژوهشگر و پردازشگر دارند. اما این ستاره ها، از روی نادانی، پیشگویی هاشان را چاپ می کنند تا آیندگان ببینند و میزان توانمندی ایشان را ارزیابی کنند.
از این بدتر، بسیار از نهادهای مالی در پایان هر سال دفترچه هایی با عنوان چشم انداز سال دوهزار و چند چاپ می کنند و پیش بینی های خود را به سال بعد می بندند. البته آنها اصلا کاری ندارند به اینکه پیش بینی هایی که در گذشته کرده اند پس از زمان مربوطه چه از آب درآمده است. عوام شاید با نادانی خریدار این حرف ها بوده اند بی اینکه خواستار آزمون ساده ای باشند. این آزمون ها بسیار ساده اند ولی شمار بسیار کمی از آنها انجام می شوند. یک آزمون ساده این است که این ستاره های دنیای اقتصادی را با یک راننده تاکسی فرضی قیاس کنیم: یک کارگزار مجازی بسازید که اخیرترین عدد را به منزله بهترین داده برای پیشگویی عدد بعدی برگزیند با این فرض که او چیز دیگری نمی داند. آن گاه تنها کاری که باید انجام دهید این است که شدت خطاهای اقتصاددان ستاره را با خطای کارگزار مجازی خود بسنجید. مشکل اینجاست که وقتی کسی به دنبال هر داستانی نظرش را عوض کرد دیگر نیاز به چنین آزمون هایی را از یاد می برد. پیش گویان ما شاید در میدان های معمولی خوب باشند، ولی نه در میدان های آشفته؛ و در این زمینه هاست که ایشان سرانجام شکست می خورند. کافی است یکی از جهش های نرخ بهره را، از شش درصد به یک درصد در یک بازه زمانی بلند از قلم بیندازید، پیشامدی که در بازه زمانی 2000 و 2001 رخ داد، تا ببینید چگونه تمامی پیشگویی های بعدی تان در تصحیح عملکرد انباشته پیشین، یکسره بی اثر می شود. اینکه پیش بینی های شما با چه بسامدی درست درمی آید مهم نیست، مهم این است که خطای انباشته شما چقدر است. و این خطاهای انباشته به میزان زیادی بستگی دارند به شگفتی های بزرگ، و فرصت های بزرگ، نه تنها پیش بینی کنندگان میدان اقتصاد و مالی و سیاست اینها را نمی بینند، بلکه شرم دارند درباره رویدادهای شگفت آور با مشتریانشان سخنی بگویند حال آنکه رویدادها، کمابیش همیشه شگفت آور بوده اند. از این گذشته ، نظرات پیش گویان اقتصادی بیشتر به یکدیگر نزدیک است تا به پیامد رویداد. 
کسی دوست ندارد با جماعت همرنگ نباشد.  شگفت آور این است که در ارزیابی فایده سه رشته تحلیل اوراق بهادار، علوم سیاسی، و اقتصاد چند آزمون رسمی انجام شده و نه بیشتر. بی گمان در چند سال آینده بررسی های بیشتری خواهد شد. شاید هم نه، چون به نویسندگان چنین مقالاتی انگ می چسبانند. در میان نزدیک به یک میلیون مقاله ای که در زمینه های سیاسی و مالی و اقتصادی چاپ شده تنها شمار اندکی از آنها به ارزیابی کیفیت پیش گویانه چنان موضوعاتی مربوط بوده است.
با این حال پژوهشگران پس از بررسی کار و دیدگاه تحلیلگران اوراق بهادار به دستاوردهایی رسیده اند که با توجه به خودبینی شناختی آنان، نتایج شگفتی به شمار می آیند. تادیوس تیتسکا و پیوتر زیلونکا در پژوهشی نشان دادند که تحلیلگران اوراق بهادار در قیاس با کارشناسان هواشناسی، از نظر پیشگویی بدترند ولی به مهارت خودشان اعتقاد بیشتری دارند. این تحلیلگران پس از شکست در پیشگویی، به خود ارزیابی پرداختند ولی این کار در کاهش خطای ایشان اثری نداشت.
فیلیپ بوشارد با بررسی بیش از دوهزار پیشگویی تحلیلگران اوراق بهادار متوجه شد که این تحلیلگران دکان های واسطه گری، هیچ چیزی را پیشگویی نکرده بودند. اگر با ساده سازی، نتایج سه ماه آینده را تنها بر پایه نتایج سه ماه گذشته پیش بینی کنیم حاصل چندان بدتر از پیشگویی ایشان نخواهد شد. این تازه در حالی است که اطلاعات مربوط به سفارش ها، قراردادهای آتی، و هزینه های برنامه ریزی شده بنگاه ها پیشاپیش به تحلیلگران داده می شود و از این رو پیش گویی های ایشان باید بسیار بهتر از پیش بینی ساده ای باشد که تنها بر پایه اطلاعات گذشته صورت می گیرد و هیچ اطلاعات دیگری در آن دخیل نیست. از این بدتر، خطاهای تحلیلگران بسیار بزرگ تر از میانگین تفاوت میان پیش بینی های منفرد بود. این یعنی همه را به یک چوب راندن یا همان روش گله بانی. اختلاف پیش بینی ها با یکدیگر کمابیش باید به همان اندازه اختلاف آنها با عدد پیشگویی شده باشد. ما برای اینکه بفهمیم چرا کاسبی اینها تعطیل نمی شود، و چرا دچار شوک عصبی شدید نمی شوند باید نگاهی به کارهای فیلیپ تتلاک روان شناس بیندازیم.
تتلاک کاسبی کارشناسان سیاسی و اقتصادی را بررسی کرده است. او از متخصصان گوناگون خواست درباره احتمال شماری از رویدادهای سیاسی، اقتصادی، و نظامی مربوط به پنج سال آینده گمانه زنی کنند. نزدیک به 27 هزار گمانه از نزدیک به 300 متخصص گردآوری شد. نزدیگ به یک چهارم ایشان اقتصاددان بودند. این پژوهش ها نشان داد شدت خطای متخصصان آشکارا چندین برابر میزان برآورد شده بود. پژوهش تتلاک یک مسئله کارشناسی را ورشن کرد و آن این بود که نتیجه کار کسانی که دکترا داشتند با دارندگان مدارک عادی دانشگاهی تفاوتی نداشتند. تنها روندی که تتلاک از یافته هایش توانست پیدا کند این بود که میزان شهرت متخصصان با پیشگویی ایشان ارتباط عکس داشت؛ یعنی آنها که دارای اعتبار و آوازه بیشتری بودند پیشگویی بدتری از دیگران داشتند. تتلاک می خواست بدانند که این متخصصان چگونه داستان هایی را که می گویند می بافند. به نظر می رسید در پس این ناتوانی ایشان منطقی وجود دارد که بیشتر به شکل دفاع از عقیده است، یا پاسداری از خودباوری. از این رو تتلاک به کاوش بیشتر درباره سازوکارهایی پرداخت که آنان برای توجیه پس از وقوع پیشگویی هاشان به کار می گرفتند.
تتلاک می نویسد: در درون ما چیزی نهفته است که برای پاسداری از خودبینی ما طراحی شده است. ما انسان ها قربانی عدم تقارن در درک رویدادهای بختی هستیم. ما پیروزی های خودمان را به مهارت خودمان و شکست های مان را به رویدادهای بیرونی خارج ازکنترل، یعنی به بختی بودن اوضاع نسبت می دهیم. ما خود را برای چیزهای خوب مسئول می دانیم، ولی برای چیزهای بد نه. این موجب می شود که در هر کاری که در زندگی می کنیم خود را بهتر دیگران بدانیم.
پند دیگری از آزمون تتلاک: او دریافته که بسیاری از ستاره های دانشگاه ها یا نویسندگان مجلات علمی بلند پایه در تشخیص تغییرات جهان پیرامون، بهتر از خبرنگار یا خواننده معمولی نیویورک تایمز نیستند. این کارشناسان گاه ابر متخصص، در آزمون های مربوط به رشته تخصصی خودشان مردود شده اند./ اخبار پولی مالی

حامدهدائی، اقتصاددان رفتاری

   
  

اخبار مرتبط:

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
©اخبار پولی مالی 1389
پشتیبانی توسط: خبرافزار