ارسال مطلب |    جستجوی پیشرفته |    پیوندها |    درباره ما |    نقشه سایت |    تماس با ما |    چهارشنبه، 28 آذر 1397 - 16:57  

دُم های بلند و در هم تنیدگی جهان مدرن - اخبار پولی مالی

 صفحه اول |    بانک |    بورس |    بیمه |    مالی تک |    اخبار طلا و ارز |    توئیت |    حمایت از کالای ایرانی |    استانها |    دیگر حوزه ها |    | English  
   
   آخرین مطالب  

  بزرگترین صنایع بورسی معرفی شدند


  بیمه معلم برای مداوای دانش آموزان مصدوم منتظر بررسی ها نمی ماند


  پوشش ریسک کارکرد اصلی قراردادهای آتی است


  زعفران رشته ای را برای تحویل بهمن ماه معامله کنید


  دستگیری ۱۳ متهم دیگر ارزی


  اقتصاد ایران باید آزاد، شفاف و رقابتی باشد


  تأیید صورت‌های مالی بانک‌پاسارگاد توسط سهامداران


  


  اعطای لوح تقدیر جایزه ملی یادگیری الکترونیکی به بانک رفاه


  صلاحیت مدیرعامل بیمه آسیا تایید شد


  تامین مالی طرح های بزرگ توسط بانک صنعت و معدن


  ضرورت ثبت نام در «سجام» برای فعالیت های بورسی


  فروش آرد در کشور ساماندهی شد


  افتتاح خط تولید انبوه مته حفاری جهاد دانشگاهی خوزستان


  افزایش نرخ رسمی یورو و پوند


  اخلالگر اقتصادی به کشور بازگردانده شد


  کمک بورس انرژی به فروش فیزیکی نفت


  پیشهاد جایگزین اروپا برای ج.ا.ایران


  مدیرعامل بیمه میهن به تایید بیمه مرکزی رسید


  اصلاح پرتفوی و افزایش سرمایه اولویت مدیر عامل جدید بیمه ملت


- اندازه متن: + -  کد خبر: 69102صفحه نخست » اخبارشنبه، 25 فروردین 1397 - 18:49
حامد هدایی
دُم های بلند و در هم تنیدگی جهان مدرن
حامد هدایی + شرکت ها + سرمایه داری + توانمندی + درهم تنیدگی + اقتصاد مدرن+ بانک ها + راس هرم + گاوسی + اخبار پولی مالی + دم بلند اخبار پولی مالی- ما در حال پرواز آزاد به سوی بی نظمی هستیم؛ ولی نه لزوما بی نظمی بد. این بدان معناست که دوره های پایدار و پرآرامش را بیشتر خواهیم دید و بیشتر مشکلات در شمار اندکی از پیشامدهای کمیاب متراکم خواهند شد.
  

-نظریه هایی درباره جنگ طبقاتی و مبارزه بی گناهان علیه هیولاهای قدرتمند و بنگاه هایی که قدرت این را دارند که جهان را ببلعند وجود دارد. این نظریه ها بازمانده از باور مارکسیستی به این بود که ابزارهای بهره کشی  خودافزا هستند؛ و اینکه قدرتمند بیشتر و بیشتر قدرتمند خواهد شد و بی عدالتی نظام را عمیق تر خواهد کرد. این نظریه ها به خورد هرکس که گرسنه فکری بود داده می شد. ولی تنها کافی بود به دور و برش نگاه کنند و ببینند که چگونه آن بنگاه های هیولا مانند مگس فرو می افتادند. در هر برش زمانی که می خواهید فهرستی از بنگاه های چیره درست کنید؛ با گذشت چند دهه بسیاری از آنها از گردونه بیرون می افتند؛ در صورتی که بنگاه هایی که کسی چیزی درباره شان نشنیده یک باره از فلان گاراژ در کالیفرنیا یا فلان خوابگاه دانشجویی سر برمی آورد.
طی آماری مشخص شد که از هر پانصد بنگاه بزرگ آمریکایی برگزیده موسسه استاندارد اند پورز در سال 1975 تنها هفتاد  و چهار بنگاه در چهل سال بعد هنوز سرگرم کاسبی بوده اند. تنها شمار اندکی از اینها در میان ادغام ها ناپدید شده اند؛ دیگران یا کوچک شده اند یا ورشکسته.
جالب اینجاست که این بنگاه های غول در سرمایه گراترین کشور جهان یعنی آمریکا بوده اند. جالب این که هر چه جهت گیری کشوری به سوسیالیسم نزدیک تر بوده، ماندگاری بنگاه های بزرگ هیولا آسان تر بوده است.  به سخن دیگر، اگر بنگاه ها را به حال خودشان بگذاریم، به خورده شدن می گرایند. آنان که از آزادی اقتصادی هواداری می کنند مدعی اند که بنگاه های آزمند تهدیدی به شمار نمی آیند چون رقابت آنها را مهار می کند. با این حال به قول نسیم طالب اقتصاددان رفتاری: دلیل راستین این رویداد سهم بزرگی از چیز دیگری است به نام بخت، بخت ساده.
با این حال وقتی مردم درباره بخت سخن می گویند، معمولا به بخت خودشان می نگرند. بخت دیگران هم خیلی مهم است. بنگاه دیگری ممکن است به برکت کالایی با فروش بهمن وار، برندگان کنونی را کنار بزند و بختیار شود. بازار آزاد، میان چیزهای دیگر، به برکت فرصتی که از بخت فراهم  می آید، به جهان جانی تازه می دهد. 
بخت متعادل کننده اعظم است چون کمابیش همه می توانند از آن بهره مند شوند. دولت های سوسیالیست هیولاهاشان را نگاه داشتند و با این کار آیندگان بالقوه را در زهدان کشتند.
هرچیزی گذراست. بخت بود که کارتاژ را ساخت و فرو ریخت، رم را ساخت و فروپاشید.  شانس حتی نسبت به هوش، با نسبت برابرتری تقسیم شده است. اگر به هر کسی درست به اندازه توانایی اش پاداش داده می شد هنوز جهان از بی عدالتی رنج می برد. کسی توانمندی خودش را انتخاب نمی کند. بختی بودن اوضاع، این اثر سودمند را دارد که ورق های اجتماع را بر می زند و گنده ها را فرو می افکند. در هنر، این وظیفه به عهده "صنعت مد" است. نورسیده ای ممکن است با افزایش پیروانش و  به برکت سرایت و واگیرداری سبک های مختلف و  میل ترجیحی مصرف کننده به پیروی از فلان برند، از مدی سود فراوان ببرد. ولی او نیز به گذشته می پیوند و دولت ها همان گونه که از بنگاه های بزرگ تیمارداری می کنند پشتیبان اعتبارهای ریشه بسته نیز هستند.
با این حال محیط کنونی ما به خرده پاها نیز فرصت می دهد تا در اتاق انتظار به امید موفقیت بنشینند. کریس اندرسن یکی از کسان بسیار کم شماری است که این نکته را دریافته است که پویندگی تراکم برخالی، لایه دیگری از بختانگی با خود دارد. او این مطلب را با برداشت خودش از (دم بلند) “long tail”  در آمیخت. او توانست پویندگی جهان را از دیدگاهی تازه بنگرد.
این درست است که شبکه جهانی اینترنت تراکمی سنگین پدید می آورد. شمار بزرگی از بازدیدکنندگان تنها چند پایگاه مانند گوگل را می بینند که یکسره بر بازار چیره است. در هیچ برشی از تاریخ، بنگاهی (گوگل) با این شتاب چنین سهم بزرگی را از بازار نگرفته است. گوگل می تواند مردم تمام دنیا را پوشش دهد بی اینکه نگران تلفن چی و تولید و ترابری و تحویل باشد. این یک نمونه بزرگ از برنده همه چیز را می برد است. با این حال پیش از گوگل، آلتا ویستا بر بازار موتورهای جست وجوگر چیره بود. آنچه اندرسن دید این بود که شبکه اینترنت افزون بر تراکم، موجب پدید آمدن چیز دیگری هم می شود. شبکه این توان را دارد که انبانی از ((گوگل بعد از این ها)) را بپروراند که در پشت پرده به انتظار نشسته اند. همچنین به (( گوگل از آخر ها)) یعنی خرده پاهایی که تخصص فنی دارند، میدان می دهد که برای خود گروهی مخاطب ماندگار داشته باشند.
به نظر می رسد "دم بلند" کاملا وارونه تراکم است که ریشه در بالندگی دارد. "دم بلند" بدین معناست که گروه خرده پاها، به برکت ریزبازارها و تخصص های درجه دو  سهم بزرگی از فرهنگ داد و ستد را در اختیار دارند. ولی دم بلند همچنین به شیوه ای شگرف می تواند نمایانگر میزان عظیمی از نابرابری هم باشد
 پایگاه های بزرگ مرکب از خرده پاها، در کنار شمار بسیار کمی از ابر بزرگها همراه با یکدیگر نمایندگی بخشی از فرهنگ جهان را دارند و گهگاه، برخی از آن خرده پاها، خود را به بالا می رسانند و برندگان را نگون سار می کنند. این یعنی دم دوگانه ، یک دم بزرگ مرکب از خرده پاها، و یک دوم کوچک از غول ها.
نقش دم بلند در دگرگون کردن دینامیک موفقیت، ناپایدار کردن جایگاه برنده ای که خوب جا افتاده، و جایگزین کردن او با برنده ای دیگر، بسیار مهم است.  نقش دم بلند هنوز عددی نشده ؛ و هنوز منحصر به شبکه و داد و ستد برخط در مقیاس خرد است. ولی در نظر بگیرید که دم بلند چگونه می تواند بر آینده فرهنگ، اطلاعات، و زندگی سیاسی اثر بگذارد. این پدیده می تواند ما را از شر احزاب چیره سیاسی، از نظام دانشگاهی، از گروه بندی رسانه ها، و از هر آنچه که اینک در دست مقامات متحجر خودپسند و خودخواه در گوشه و کنار جهان است برهاند.
دم بلند اجازه می دهد تنوع شناختی را باور کنیم. یکی از رویدادهای برجسته سال 2006 کتاب تنوع شناختی تحت عنوان "چگونه تفاوت های فردی ما سود جمعی پدید می آورد"  نوشته اسکات پیچ است. 
پیچ به بررسی آثار تنوع شناختی بر فرایند حل مسئله می پردازد و نشان می دهد چگونه گوناگونی دیدگاه ها و روش  ها مانند موتوری برای بدوز و بشکاف عمل می کند ؛ مثل تکامل.
ما در حال پرواز آزاد به سوی بی نظمی هستیم؛ ولی نه لزوما بی نظمی بد. این بدان معناست که دوره های پایدار و پرآرامش را بیشتر خواهیم دید و بیشتر مشکلات در شمار اندکی از پیشامدهای کمیاب متراکم خواهند شد.
اگر به سرشت جنگ های پیشین توجه کنیم متوجه می شویم که سده پیشین، مرگ آورترین سده به نسبت کل جمعیت نبود ولی چیزی نو به همراه آورد؛ یعنی آغازی شد برای جنگهای اندکی که از پیشامدهای کمیاب نشات می گیرد( یعنی احتمال ضعیف درگیری می تواند به نابودی کامل نوع بشر بینجامد؛ رویدادی که هیچ کس در هیچ جا از آن در امان نخواهد بود.
فرایند مشابهی در زندگی اقتصادی در حال روی دادن است. جهانی سازی در حال شدن است. این پدیده موجب شکنندگی ناشی از درهم تنیدگی می شود ضمن اینکه از بی ثباتی می کاهد و پایداری ظاهری می بخشد. به سخن دیگر، پیشامدهای کمیاب متراکم ویرانگر می پروراند. ما تاکنون زیر سایه تهدید فروپاشی جهانی نزیسته ایم. نهادهای مالی در شمار اندکی از بانک های بسیار بزرگ ادغام شده اند. اکنون کمابیش همه بانک ها در هم تنیده اند. از این رو اقلیم مالی انباشته شده است از بانک های دیوان سالار غول پیکر باندگونه که گاه در مدیریت ریسک خودشان گاوسی* رفتار می کنند چنانکه اگر یکی از آنها فرو افتد همگی فرو می افتند. اکنون بانک ها دانشمندان را به کار گرفته اند که هوای ریسک های آنان را داشته باشند؛ ولی آنها اینک بیش از هر زمان دیگر در رهگذر پیشامد های بختی ایستاده اند. بنگاه بزرگ جی . پی . مورگان  با به میان آوردن شاخص های ریسک در دهه 90 جهان را یکسره در رهگذر ریسک نهاد. این یک روش ساختگی بود با این هدف که ریسکهای مردم را مدیریت کند ولی موجب تعمیم مغلطه بازی انگاری شد تا به جای شکاکان عملگرا، افراد ماشینی احمق به قدرت برسند. 
روش دیگری به نام ارزش در مخاطره که بر پایه محاسبه کمی ریسک عمل می کند فراگیر شد. چنین روندی بانکها را بر روی بشکه بزرگ باروتی می نشاند که به عطسه ای بند است. با این حال جای نگرانی نیست چون گروه دانشمندن ایشان، چنین رویدادهایی را نامحتمل می دانند. چنین می نماید که تراکم فزاینده در میان بانک ها از احتمال بحران های مالی می کاهد و در صورت بروز چنین بحران هایی، اثر آنها سهمگین تر و جهانی تر خواهد بود. ما از اقلیم متنوع بانکهای کوچک، باسیاست های گوناگون وام دهی، به چارچوبی همگن تر، از بنگاه هایی رسیده ایم که همگی به سان یکدیگرند.
نسیم طالب می گوید: هر چه پیشامدی کمیاب تر باشد، آگاهی ما از احتمال روی دادن آن کمتر است. این بدان معنا است که ما درباره احتمال پیشامدها کمتر و کمتر می دانیم. ولی درباره چگونگی روی دادن چنین بحرانی چیزهایی می دانیم. شبکه، مجموعه ای از عناصر به نام راس (Node) است که به نوعی با یکدیگر پیوند یافته اند؛ مانند شبکه فرودگاه های جهان، یا شبکه جهانی اینترنت؛ یا شبکه های برق رسانی؛ یا شبکه های اجتماعی. شاخه ای از پژوهش که نظریه شبکه ها نام گرفته است، به بررسی سامان گیری این گونه شبکه ها و پیوند میان رئوس آنها ( که یال (link) نامیده می شود) می پردازد. پژوهشگرانی چون دانکن واتس، استیون استروگاتس، آلبرت لازلو  باراباسی و بسیاری دیگر در این رشته سرگرم اند. آنان این ویژگی شبکه را کشف کرده اند: بار اصلی ارتباط میان گروه های یک شبکه بر دوش تراکم (یال ها) در پیرامون چند راس معدود است. 
گرایش طبیعی شبکه ها به این است که به ساختارهایی برسند که چیدمانی بسیار متراکم دارند، چیدمانی که در آن بیشترین یال ها به شمار اندکی از رئوس وصل می شوند و بخش اعظم رئوس دورشان بسیار خلوت است. پراکندگی یال ها ساختاری بالنده دارد. تراکم از این دست منحصر به اینترنت نیست، در زندگی اجتماعی، شبکه توزیع برق و مخابرات هم به چشم می خورد. چنین چیدمانی گویا شبکه ها را استوار تر می کند از این رو که آسیب های بختی وارد بر بیشتر بخش های شبکه آسیبی به کلیت آن نمی توانند بزنند چون به احتمال زیاد به رئوسی خواهند خورد که پیوندهای ضعیفی با دیگر رئوس دارند. در عین حال این چیدمان شبکه را در معرض پیامدهای کمیاب متراکم قرار می دهد. کافی است تجسم کرد اگر مشکلی برای یکی از رئوس عمده پیش بیاید چه پیامدی در انتظار شبکه خواهد بود. خاموشی برق در آگوست 2003 در شمال خاوری آمریکا و پیامدهای ویرانگر آن، پند بی نقصی است برای اینکه بدانیم اگر یکی از بانک های بزرگ فرو بریزند چه می شود. ولی بانک ها در وضعیتی بسیار بدتر از اینترنت قرار دارند. در صنعت مالی دم بلند مهمی به چشم نمی خورد! اگر در اقلیم مالی دیگری می زیستیم وضع ما بسی بهتر می بود؛ اقلیمی که در آن نهادهای مالی گهگاه پریشان می شدند و به تندی جای خود را به نهادهای جدید می دادند و بدین ترتیب تنوع موجود در کسب و کارهای اینترنتی و نرمش اقتصاد اینترنتی را بازتاب می دادند. یا اقلیمی که در آن دم بلندی از مقامات دولتی و دولت مردان وجود می داشت که بار دیگر دیوان سالاری را شکوفا می کردند.
میان جامعه امروز که سرشار از تراکم هاست، و اندیشه میانگین زرین (رویکرد گاوسی به پدیده های اجتماعی)، تنشی فزاینده و چاره ناپذیر در جریار است. از این رو اگر کوشش هایی برای تراکم زدایی به عمل آید جای شگفتی نیست. ما در اجتماع "هر نفر یک رای" زندگی می کنیم که در آن ماهیت های فزاینده دقیقا برای تضعیف برنده ها شکل قانون به خود می گیرند. کسانی که در کف هرم زندگی می کنند به راستی می توانند قوانین اجتماعی را چنان بازنویسی کننند که نگذارند تراکمی به ایشان آسیب برساند. با این حال موضوع آزار دهند تمرکز بر نابرابری اقتصادی به بهای نادیده گرفتن نابرابری از انواع دیگر است. عدالت منحصر به موضوعات اقتصادی نیست؛ و به میزانی که ما به نیازهای مادی پایه رسیدگی کنیم؛ این انحصار بیشتر و بیشتر رنگ می بازد. جایگاه طبقاتی مهم است! ابر ستاره ها همیشه خواهند بود. شوروی شاید توانست ساختار اقتصادی را مسطح کند ولی آن نیز ابرمردهای خاص خودش را رواج داد. چیزی که به سبب پیامدهای آزاردهنده اش کمتر فهمیده شده و کاملا انکار شده، نبود جایگاهی برای میانگین در فرآوری فکر است. سهم نامتعادل نفوذ چند متفکر کم شمار حتی از توزیع نابرابر ثروت آزاردهنده تر است. از این نظر که بر خلاف شکاف درآمد، قوانین اجتماعی توان زدودن آن را ندارند. کمونیسم توانست تفاوت درآمد را پنهان یا متراکم کند ولی نتوانست نظام ایجاد ابرستاره در جهان اندیشه را نابود سازد.
مایکل مارموت از مرکز پژوهش های وایت هال نشان داده است که صدرنشینان، حتی وقتی آمار را از نظر بیماری تصحیح کنیم، عمر درازتری دارند. کار چشم گیرتر مارموت نشان می دهد چگونه جایگاه اجتماعی به تنهایی می تواند بر طول عمر اثر داشته باشد. در جوامعی که شیب اجتماعی ملایم تر است مردم عمر طولانی تری دارند.  برنده ها همگنان خود را می کشند؛ چنان که در جوامع با شیب اجتماعی تند، جدا از وضع اقتصادی، مردم زندگی کوتاه تری دارند./اخبار پولی مالی


* در نظریه احتمال و آماریک "فرایند گاوسی" یک مدل آماری است که در آن مشاهدات در دامنه پیوسته رخ می‌دهد، به عنوان مثال زمان یا فضا. در یک فرایند گاوسی هر نقطه از فضای ورودی یک متغیر تصادفی با توزیع نرمال است. علاوه بر این هر مجموعه متناهی از این متغیرهای تصادفی دارای توزیع گاوسی چند متغیره است. توزیع فرایند گاوسی توزیع مشترک از تمام این متغیرهای تصادفی (شمارا و نامحدود) است.( ویکی پدیا)
نویسنده: حامدهدائی "اقتصاددان رفتاری"

 دُم های بلند و در هم تنیدگی جهان مدرن

 

   
  

اخبار مرتبط:

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
©اخبار پولی مالی 1389
پشتیبانی توسط: خبرافزار