ارسال مطلب |    جستجوی پیشرفته |    پیوندها |    درباره ما |    نقشه سایت |    تماس با ما |    پنجشنبه، 31 خرداد 1397 - 11:21  

الزام های مدیریت ابرحباب - اخبار پولی مالی

 صفحه اول |    بانک |    بورس |    بیمه |    مالی تک |    اخبار طلا و ارز |    حمایت از کالای ایرانی |    استانها |    دیگر حوزه ها |    | English  
   
   آخرین مطالب  

  قیمت طلای جهانی ثابت ماند


  صندوق‌های بازنشستگی نشانه حکمرانی خوب


  بانک صادرات ١٣ هزار فقره وام قرض الحسنه اشتغالزایی پرداخت کرد


  شاخص 108 هزار و 872 واحدی شد


  ساعت کار شعب بانک پاسارگاد تغییر یافت


  اختصاص تسهیلات 30 درصدی به حوزه انرژی و آب


  اقتصاد کشور باید با نگاه بلند مدت تقویت شود


  اصلاح قوانین بانکداری باید با حساسیت پیش رود


  اعلام قیمت طلاو سکه در بازار + جدول


  صادرات ۷ میلیارد دلار کالا از ایران به ۱۰۰ کشور دنیا


  ۱۰ مقصد اول کالاهای صادراتی ایران


  عضویت اتاق تعاون ایران در کارگروه اشتغال استان قطعی شد


  استقلال بانک مرکزی پیش‌شرط اصلاح ساختار نظام مالی


  موافقت با طرح ارتقای شفافیت صورت های مالی نهادها


  قدردانی از مدیرعامل بانک ملت


  دعوت به همکاری تولیدکنندگان تجهیزات فناوری


  برگزاری ششمین دوره قرعه‌کشی حساب‌های قرض‌الحسنه بانک اقتصادنوین


  بهره برداری از 3 طرح فولادی در استان ایلام


  خودکفایی 22 هزار و 769 خانوار تحت پوشش کمیته امداد


  اهدای دو دستگاه آمبولانس به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند


- اندازه متن: + -  کد خبر: 70457صفحه نخست » دیدگاهدوشنبه، 7 خرداد 1397 - 13:58
حامد هدایی
الزام های مدیریت ابرحباب
حامد هدایی + ابرحباب + رفتار اقتصادی + تصمیم اقتصادی + تعادل بازار + بازار مسکن + اخبار پولی مالیاخبار پولی مالی- بر خلاف نظریه سنتی اقتصاد نه افراد حاضر در بازار و نه مسئولان و مقامات پولی و مالی نمی توانند تصمیمات خود را تنها بر مبنای دانش اتخاذ کنند.
  

-این روزها هر بچه دو ساله ای به خوبی می داند که بازار دچار چه بل بشویی شده است. با قدم زدن در کوچه و خیابان می شود علت فروپاشی نظام های اقتصادی و روکود و تورم را به خوبی درک کرد.  واقعیت این است که انسان ها مجموعه ای از چیز هایی هستند که دارند، یعنی همان خرت و پرت هایی که دور و بر خودشان جمع می کنند. ما مجموعه ای از دوستان، کتاب ها، عکس های یادگاری و محیط اطرافمان هستیم. این که بخواهیم به درک درستی از محیط زندگی مان دست یابیم باید به دنبال درک مهمترین عامل تاثیر گذار آن یعنی انسان ها برویم. 
شاید انسان تنها موجودی است که دنیای اطراف خود را هم رنگ درونیاتش می کند. ما در محیط هایی زندگی می کنیم که از لحاظ ناخودآگاه در آن به ارضای روانی دست می یابیم. این عامل نشان می دهد که چطور انسان ها در شرایط مختلف زندگی می کنند و خودشان را با محیط هماهنگ می کنند. خانواده ای که فرهنگ آرامش و دانش اندوزی را در خود پرورش داده نگرشش را به محیط اطراف نیز انتقال می دهد، اقتصادی پویا، روابطی متعادل و همبستگی خانوادگی و سلامت روانی از مو لفه های چنین خانواده ای  می تواند باشد. در بدترین حالت آنها یاد گرفتند اند که همدیگر را شما خطاب کنند. این فرهنگ با گسترش خود جامعه ای را شکل می دهد که تمام زوایای یک خانواده سالم را به نمایش می گذارد. حال اگر به اطراف خود نگاه کنیم تا تاثیر مهمترین عامل شکل دهند فرهنگ، اجتماع و بازار را بررسی کنیم به خوبی همه چیز را درک خواهیم کرد. 
شاید خنده دار باشد ولی تا زمانی که راننده های تاکسی برای جذب مسافر فریاد می کشند و تا زمانی که تاکسی پنج سر نشین و ماشین شخصی تک سرنشین در خیابان ها عبور و مرور می کند وضعیت اقتصادی به همین شکل نابسمان خواهند ماند. فروپاشی نظام روانی یک جامعه  تاثیر مستقیمی بر شرایط اقتصادی و حتی روابط ملی و بین المللی آن دارد . این که درک کنیم الگو های فعلی برای تحلیل شرایط بازار و روندهای اقتصادی کارایی کافی را ندارند اولین قدم را برای ایجاد یک نگرش متفاوت و جستجو گر که به حل مشکلات می انجامد برداشته ایم. 
برای درک بهتر اتفاقاتی که در حال وقوع است به الگوی جدیدی نیاز داریم. الگوی رایج کنونی که معتقد است بازار های مالی به تعادل گرایش دارند، اشتباه گمراه کننده ای است؛ بخش اعظم مشکلات کنونی ما به این حقیقت مربوط می شود که نظام مالی بین المللی بر مبنای این الگو شکل گرفته است. الگوی جدید از دو جنبه مهم با الگوی قبلی متفاوت است اول اینکه بازارهای مالی هیچ گاه واقعیت نهفته را به طور دقیق نشان نمی دهند؛ آنها همواره این واقعیت را به نحوی تحریف می کنند و این تحریف ها خود را در قیمت های بازار نشان می دهند و دوم اینکه این تحریف ها گه گاه بر اصول اساسی که انتظار می رود قیمت های بازار نشانگر آنها باشند، تاثیر گذار می شوند. این چار چوب مفهومی به بازارهای مالی محدود نمی شود. در این چارچوب به رابطه میان تفکر و واقعیت می پردازد و مدعی است که برداشت های غلط و تفسیر های اشتباه نقش مهمی در شکل گیری جریان تاریخ بازی می کنند. افراد شرکت کننده در بازار، یعنی همان هایی که خانواده ها را شکل می دهند، نمی توانند تصمیمات خود را تنها بر مبانی دانش اتخاذ کنند و برداشت های سوگیرانه آنها نه تنها قیمت های بازار را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه بر اصول اساسی که انتظار می رود این قیمت ها نشانگر آنها باشند، اثر گذار است. 
طرز تفکر افراد شرکت کننده در بازار کارکردی دو جانبه دارد. آنها از یک سو به دنبال درک موقعیت خود هستند که می توان آن را کارکرد شناختی نامید؛ و از سوی دیگر به دنبال تغییر این موقعیت هستند که کارکرد فریبکارانه نامید می شود. این دو کارکرد در جهت مخالف یکدیگر عمل می کنند و تحت شرایط به خصوصی می توانند با یکدیگر تداخل پیدا کنند. طبق نظر جورج سوروس کارگزار اقتصادی و سیاسی آمریکا این تداخل انعکاس پذیری نام دارد.  
بر خلاف نظریه سنتی اقتصاد که فرض را بر دانش کامل می گذارد، نه افراد حاضر در بازار و نه مسئولان و مقامات پولی و مالی نمی توانند تصمیمات خود را تنها بر مبنای دانش اتخاذ کنند. قضاوت ها و تصورات اشتباه آنها بر قیمت های بازار تاثیر می گذارند و مهم تر از آن اینکه، قیمت های بازار اصولی اساسی یا بنیادی را که انتظار می رود در قالب همین قیمت ها بروز پیدا کنند به سادگی تحت تاثیر قرار می دهد. طبق این قاعده انسان ها نه تنها عقلایی رفتار نمی کنند بلکه بیشتر اوقات با تصمیات نابخردانه خود بر روند شکل گیری بازار تاثیر گذار هستند. و اگر این تصمیمات نابخردانه را در اجتماع افرادی که از اختلالات روانی رنج می برند ضرب کنیم، پیچیدگی عوامل تاثیر گذار بر رونق و رکود اقتصادی را می توانیم بیشتر لمس کنیم. 
وقتی بازار از تعادل روانی خارج شود سمت و سویی متفاوت نسبت به نمودار عرضه و تقاضا پیش خواهد گرفت. همانطور که الگوی کنونی نشان می دهد. قیمت های بازار به طور تصادفی از تعادل نظری موجود منحرف نمی شوند. دیدگاه اعضاء (شرکت کنندگان) و ناظران بازار هرگز با جریان واقعی امور مطابقت ندارند؛ به زبان دیگر، بازارها هرگز به آن سطح از تعادلی که در نظریه اقتصاد مورد نظر است نخواهند رسید. رابطه انعکاس دو طرفه ای میان تصور و واقعیت وجود دارد که می تواند موجب استحکام بخشی ابتدایی و در نهایت موجب به بار آمدن نتیجه معکوس از فرآیند های رونق_ رکود مشکل ساز یا حباب ها شود. حباب ها یگانه ساختارهایی نیستند که انعکاس پذیری خود را در قالب آنها در بازارهای مالی بروز می دهد، بلکه آنها تنها نمود بسیار بارزی از این نظریه در بازار هستند و می توانند پیامد های فاجعه آمیزی در بر داشته باشند. حباب ها غالبا علت بحران های مالی هستند و نقش مهمی در ایجاد تحول در نظام نظارتی ایفا می کنند. تمام حباب ها دارای روندی هستند که در واقعیت قابل مشاهده اند؛ همچنین همیشه در مورد این روند، سوء تعبیری وجود دارد. این دو عامل به طور انعکاسی دوسویه بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. 
در بازار مسکن، حباب هایی وجود داشته است، اما روند بحران کنونی صرفا نمایان گر پیش روی این بازار به سمت پاشیده شدن حباب مسکن نیست. بحران پیش رو بزرگتر از همه بحران های مالی است که در تمام طول زندگی مان تجربه کرده ایم. این بحران بخشی از چیزی است که می توان آن را ابر حباب نامید. فرایند انعکاسی بلند مدتی که در طی سالیان گذشته شکل گرفته است. این فرآیند شامل یک روند غالب گسترش اعتبار، و سوءتعبیر رایج و بنیاد گرایی بازار  می شود. اما بحران از چه زمانی آغاز شد، از زمانی که اضطراب فراگیر در بازار گسترش یافت و حتی قبل تر از آن، یعنی زمانی که مهمترین عضو تشکیل دهنده بازار (شرکت کنندگان و ناظران ) دچار شدید ترین احتلالات روانی فراگیر شدند.
 میان واقعیت بازار، و درک ما از واقعیت بازار فاصله ای وجود دارد که بحران های مالی در آن شکل می گیرند. این که ما نه بر اساس واقعیت بلکه بر اساس درک سطحی مان از واقعیت موجود دست به تصمیم گیری می زنیم مهمترین علت عدم ثبات نظام های پولی مالی است. شاید بهتر باشد قبل از اصلاح نظام مالی و جلوگیری و حل بحران های ناشی از آن، ابتدا نظام روانی مصرف کنندگان را درک کنیم و بعد  به سرعت آرام سازی و درمان بیماری های روحی تاثیر گذاران بازار را شروع کنیم. ما با شرایط پیچیده ای روبرو هستیم، و در شرایط پیچیده، اولین اقدام ایجاد نظم و آرامش است. این را هر کودک دو ساله ای به خوبی می داند./ اخبار پولی مالی
نویسنده: حامدهدائی "اقتصاددان رفتاری"

   
  

اخبار مرتبط:

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
©اخبار پولی مالی 1389
پشتیبانی توسط: خبرافزار