ارسال مطلب |    جستجوی پیشرفته |    پیوندها |    درباره ما |    نقشه سایت |    تماس با ما |    سه شنبه، 3 مهر 1397 - 15:21  

تجربه سقوط در گسل درآمدی - اخبار پولی مالی

 صفحه اول |    بانک |    بورس |    بیمه |    مالی تک |    اخبار طلا و ارز |    حمایت از کالای ایرانی |    استانها |    دیگر حوزه ها |    | English  
   
   آخرین مطالب  

  تبریک بانک‌ پاسارگاد به‌ تیم ملی کشتی فرنگی جوانان ایران


  توسعه بورس کالا گامی بزرگ در مسیر شفافیت اقتصادی است


  میزان مجاز اقلام دارویی همراه مسافر اعلام شد


  عملکرد شرکت‌های ارائه دهنده خدمات الکترونیک منتشر شد


  اقتصاد تعطیل و وزارتخانه های تعطیل تر


  فینوتک به‌عنوان پلتفرم بانکداری باز در ایران معرفی شد


  برگزاری نهمین مرحله قرعه کشی سپرده‌های قرض‌الحسنه بانک انصار


  انتصاب اعضای جدید هیات عامل بانک ایران زمین


  تمدید پرداخت تسهیلات بدون سپرده به خریداران مسکن


  دسترسی فعالان بخش خصوصی به سامانه نیما


  پرداخت مطالبات داروخانه ها به روز شد


  پُربازده‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری معرفی شدند


  ارائه خدمات بهتر به بیمه‌شدگان با توانمندسازی دفاتر پیشخوان


  تشکیل مرکز اطلاعات مالی در وزارت امور اقتصادی و دارایی


  امکان بیمه پردازی برای ایرانیان خارج از کشور فراهم شد


  بیمه ایران توانمندترین شرکت بیمه کشور است


  دهمین مدرسه اُمید آینده به بهره برداری رسید


  توضیح بانک ملت در ارتباط با پرونده سکه ثامن


  افتتاح مدارس شهدای بانک دی در مناطق زلزله زده کرمانشاه


  صورت‌های مالی بانک توسعه تعاون تصویب شد


- اندازه متن: + -  کد خبر: 72740صفحه نخست » دیدگاهسه شنبه، 30 مرداد 1397 - 11:18
حامد هدائی
تجربه سقوط در گسل درآمدی
شکاف درآمدی + فقیر و غنی + ثروتمند + مالیات + اخبار پولی مالی اخبار پولی مالی- نابرابری حالا به صدر توجه و تمرکز برنامه های جهانی منتقل شده است.
  

زانی مینتون بدوس: شکاف بین ثروتمند و فقیر در دنیای سال 2050 کم تر خواهد شد. وابستگی این مسئله به محل زندگی در قیاس با تحصیلات کاهش خواهد یافت. این نویسنده چنین ادامه می دهد: در اوایل قرن بیستم میلادی، شکاف بزرگ بین فقیر و غنی باعث خیزش های سیاسی و اصلاحات اجتماعی در بسیاری از اقتصادهای بزرگ دنیا شد. دوره پیشرو بودن آمریکا، سیاست های مختلفی را به همراه آورد. از مبارزه با کمپانی های انحصارطلب گرفته تا معرفی مالیات بر درآمد و مالیات بر ارث. این سیاست ها در پیش گرفته شدند تا جلوی تبدیل واندربیلت، کارنگی، راکفلر و سایر غول های پولدار عصر پرزرق و برق به گروهی نخبه انحصاری گرفته شود.

در بریتانیا، دولت لوید جورج مجموعه ای از اصلاحات رفاهی را معرفی کرد: از مقرری های سالمندی گرفته تا بیمه بیکاری. حالا، یک قرن بعد از آن زمان، نگرانی ها درباره شکاف درآمد ها به عرصه سیاسی بازگشته است و این بار، مشکل تمام دنیا است. در آمریکا آن دورانی که جامعه به شدت ثروتمندان را تحسین می کرد و خواهان پیوستن به آنها بود سر آمده و نظر سنجی ها حالا نشان می دهند که اکثریت مردم، بی عدالتی را مشکلی بزرگ قلمداد می کنند. جنبش اعتراضی اشغال وال استریت که در سال 2011 برای مقابله با بی عدالتی شکل گرفت، در سپس برخی شهرهای دیگر دنیا هم تقلید و اجرا شد. بالا بردن مالیات ها بر طبقه ثروتمند حال جزو پرسش های اساسی در کمپین های تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. در اروپا، نگرانی ها درباره برقراری عدالت و تساوی باعث شده دوره ای از سختگیری بودجه ای مورد توجه قرار گیرد. بریتانیا در سال 2010 نرخ 50 درصدی مالیات بر طبقه ثروتمند بالا را تصویب کرد و فرانسه، اسپانیا و ایتالیا هم مالیات اضافی بر ثروتمندان را بالا برده اند صحبت درباره بستن مالیت های جدید و سنگین تر برطبقه ثروتمند بیش ترو بیش تر مطرح می شود. چشم انداز اقتصادی در بازارهای نوظهور خوش بینانه تر و امید بخش تر است.

رئیس جمهور سابق چین به شکل علنی اعلام کرده بود که شکاف فزاینده بین درآمدها، به خصوص بین درآمد جمعیت فقیر روستانشین و جمعیت مرفه شهری، تهدیدی در برابر پیشروی به سوی جامعه یک دست است. سیاستمداران هندی هم به شدت در پی این هستند که چگونه باید رشد کشور را فراگیرتر و جامع تر کرد. تکنوکرات ها هم دغدغه هایی مشابه با سیاستمداران دارند. پایگاه های متعارف اقتصادی مثل صندوق بین المللی پول معمولا توجه زیادی به شکاف درآمدی نشان نمی دادند. استدلال صندوق بین المللی پول این بود که در بسیاری از موارد، مهم این است که روی رفع مشکلات پیش روی رشد اقتصادی سریع تر متمرکز شویم. دیدگاه استاندارد این بود که تلاش برای کاهش بی عدالتی شاید نتیجه عکس دهد، چون گرفتن مالیات بیش تر از ثروتمندان و استفاده از آن برای دیگران ممکن است باعث فرار سپرده ها یا سرمایه شود. اما برخی پژوهش های جدید که بعضی از آنها توسط خود صندوق بین المللی پول انجام داده، نشان می دهند که بی عدالتی در درآمد ها می تواند خود از لحاظ اقتصادی ضربه زننده باشد و به رشد ضعیف تر، ناپایدارتر و آسیب پذیرتری منتهی شود.

برخی از اقتصاددانان استدلال می کنند که ریشه های بحران مالی سال 2008 در شکاف فزاینده درآمدی نهفته بود. طبقه فقیر که شاهد فشار روی سطح استاندارد زندگی شان بودند، به خرج کردن با وجود بدهی روی آوردند. به عبارت دیگر،  نابرابری حالا به صدر توجه و تمرکز برنامه های جهانی منتقل شده است. یک تحقیق که مجمع جهانی اقتصاد در سال 2011 انجام داد، نشان داد که اعضای آن، افزایش شکاف درآمدی را یکی از دو تهدید بزرگ جهانی در دهه آینده قلمداد می کنند(( تهدید دیگر هم ناکامی در مدیریت و حاکمیت جهانی است). اگر نگاهی به آمار و ارقام بیندازید، متوجه می شوید که علت چیست. در چند دهه گذشته، نابرابری ها در بسیاری از کشورهای دنیا به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. در سه اقتصاد از چهار اقتصاد پیشرفته دنیا، شکاف درآمدی در مقایسه با دهه 1980 افزایش پیدا کرده است. بسیاری از کشورهای فقیر تر هم با نابرابری بیش تری مواجه هستند. چین که تا سی سال پیش یکی از برابرترین و البته فقیرترین جوامع دنیا بود، حالا بزرگ ترین شکاف درآمدی را تجربه می کند.

 بعد از سقوط کمونیسم، نابرابری در اروپای شرقی و کشورهای شوروی سابق به شدت بالا رفت. به صورت کلی می توان گفت که اکثریت شهروندان جهان حالا در کشورهایی زندگی می کنند که شکاف بین ثروتمندان و بقیه، در مقایسه با یک نسل پیش بسیار بزرگتر شده است. اما گذشته لزوما آغاز چیزی را نشان نمی دهد. آن طور که تاریخ نشان می دهد، تکامل آینده شکاف درآمدی ، نکات پیچیده تری را در خود دارد. کشورهای بیش تری شاهد نابرابری خواهند بود، به خصوص کشورهای فقیرتر آفریقا و آسیا که هنوز در  مراحل اولیه توسعه قرار دارند. اما در آن کشورها که شکاف درآمدی از قبل هم زیاد بوده مثل آمریکا و چین، این شکاف در دهه های آینده احتمالا حالتی با ثبات پیدا می کند و شاید هم کم تر شود.  تا سال 2050، شکاف در درآمدهای ملی حالتی هم گرا پیدا می کند و این وضع در بسیاری از کشورها در سطحی بالاتر از سطحش در قرن بیستم خواهد بود. این روندهای ملی البته توجه سیاست راهم به خود معطوف خواهد کرد، اما دیدگاه جهانی، تعیین کننده های اصلی در بروز نابرابری نخواهد بود. علتش این است که توزیع جهانی درآمد فقط به شکاف درآمدی در داخل یک کشور بستگی ندارد، بلکه به شکاف بین کشورهای مختلف، از لحاظ سطح متوسط استانداردهای زندگی نیز وابسته است.

در درهه های آینده، شکاف ثروت بین کشورهای فقیر و غنی به شکل قابل ملاحظه ای کاهش خواهد یافت، چون اقتصادهای نوظهور به سرعتی بیش تر از اقتصادهای پیشرفته رشد خواهند کرد. این مسئله تفاوت شدیدی با تجربه 200 سال اخیر دارد، زمانی که کشورهای ثروتمند تر در اروپا و آمریکای شمالی اصولا سریع تر از کشورهای فقیر تر رشد می کردند. کاهش شکاف بین کشورها قابل ملاحظه تر از هر شکاف فزاینده ای در داخل کشورها خواهد بود. در نتیجه، کلیت نابرابری جهانی، یعنی شکاف درآمدی بین تمام مردم، بدون توجه به محل زندگی شان، کاهش خواهد یافت و احتمالا این کاهش هم شدید خواهد بود. در دهه های آینده، بیش تر با تراز شدن استانداردهای جهانی زندگی مواجه خواهیم بود. در همین حال، ماهیت نابرابری تغییر خواهد کرد. امروزه شکاف بین ثروتمندترین و فقیر ترین ها درهر کشور هنوز بسیار کم تر از شکافی است که بین کشورهای مختلف دیده می شود. حدود 70 درصد از نابرابری درآمد در جهان از این مسئله ناشی می شود که کشورهای فقیر خیلی از کشورهای ثروتمند عقب مانده اند. تا سال 2050، این تصویر تغییر بسیار خواهد کرد، به طوری که طبقه متوسط جهانی در کنار شکاف های عمیق درآمدی داخل کشورها قابل مشاهده خواهد بود. تفاوت در میزان ثروت، دیگر آن قدر ها به محل زندگی بستگی ندارد بلکه بیشتر وابسته به کاری خواهد بود که آنها انجام می دهند.اخبار پولی مالی

نویسنده: حامد هدائی " اقتصاددان رفتاری"

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
©اخبار پولی مالی 1389
پشتیبانی توسط: خبرافزار